استانداردهای غیرقابل‌اجرا در شرایط تحریم اعلام می‌شوند



به گزارش «اخبار خودرو»، صـنـعـت خـودرو تـبدیل به مجموعه‌ای از چالش‌ها شده که راهکارهای روشنی هم دارند، اما استفاده از این راهکارها با مقاومت برخی افراد مواجه شده است؛ چالش نقدینگی، قیمت‌گذاری دستوری، فروش با قرعه‌کشی و البته اجرای استانداردهایی که صنعت خودرو ایران اصولا یا توان اجرای آن را ندارد یا اجرای آن با چالش‌های دیگری گره خورده است. اصولا افزایش استانداردها هزینه‌بر بوده و با قیمت‌گذاری دستوری همخوانی ندارد. در این شرایط، خودروسازان خواهان کنار گذاشته شدن برخی استانداردها یا معافیت برخی خودروها از اجرای استانداردهای جدید هستند که با مخالفت سرسختانه سازمان ملی استاندارد مواجه شده است. مشخص نیست اجرای استانداردهای روز اروپایی برای خودروهای داخلی آن‌هم در شرایطی که مشکلات بسیاری ازجمله قیمت‌گذاری دستوری پیش روی خودروسازان است چه معنایی می‌تواند داشته باشد. این در حالی است که به نظر می‌رسد وزارت صمت هم با اجرای استانداردهای مختلف برای خودروهای داخلی مخالف است. سازمان استاندارد اما در این خصوص به نحوی رفتار می‌کند که گویی شرایط این صنعت کاملا عادی بوده و تحریمی در کار نیست. نتیجه‌ این اصرار نیز همواره کاهش تولید و عرضه، تجمیع خودروهای ناقص و تاخیر در تحویل بوده که از کمبود قطعات، آپشن‌ها و تجهیزات لازم برای تطبیق با استانداردها ناشی می‌شده و به‌ نابسامانی بازار انجامیده است. در همین زمینه با سعید مدنی، مدیرعامل اسبق گروه خودروسازی سایپا به گفت‌وگو پرداختیم. وی می‌گوید: «خودروسازان به‌زودی و ارائه مستندات، به‌طور رسمی استانداردهایی که نمی‌توانند اجرا کنند را اعلام خواهند کرد.»

این روزها خودروسازان و دیگر فعالان حوزه خودرو به بحث استانداردهای اجباری ایراد وارد کرده و خواستار کاهش یا نادیده گرفتن برخی از این استانداردها شده‌اند. آیا این استانداردها در شرایط فعلی برای صنعت خودرو لازم است؟ با توجه به عدم ارتباطات جهانی و بحث تحریم‌ها تا چه اندازه این استانداردها قابل‌اجراست؟
استانداردهای 55گانه قبلی، ۵۲ مورد ایمنی و ۳ مورد برای محیط‌زیست بودند که بعد از تحمل سختی و گرفتن مهلت تقریبا از سوی خودروسازان تحقق پیدا کردند. اما استانداردهای ۸۵گانه شامل 30 مورد جدید، یک‌سری الزامات قانونی بوده که هرچند وقت یک بار از سوی موسسه استاندارد اعلام و الزامی شده و تنها 9 مورد از آن‌ها باقی مانده که بیشترشان ارتباطی با ایمنی ندارد. اما به نظر من، همان زمان هم شرایط ایران درک نشده بود. برای اجرای این استانداردها گرفتار موانعی هستیم که عمده آن‌ها ناشی‌از نداشتن ارتباط با خارج است. به‌خصوص بسیاری از استانداردهای متکی به قطعات الکترونیکی روی خودروهای داخلی ما قابل‌اجرا نیستند. به همین دلیل برخی خودروها ناچار از رده خارج شده‌اند و اگر موارد باقیمانده الزامی شوند، تعدادی دیگر از خودروهای پرتیراژ نیز باید از رده خارج شوند، آن‌هم درحالی‌که محصولات جدید نمی‌توانند به‌سرعت تیراژی معادل میزان تولید آن‌ها را ثبت کنند. البته خودروسازان موفق شده‌اند به تعدادی از این استانداردها دست پیدا کنند؛ اما نه به تمام ۸۵استاندارد. در شرایط فعلی تقاضا برای کاهش یا نادیده گرفتن برخی استانداردها یک اقدام بدیهی است. چراکه خودروسازان گرفتار مسائل روزمره خود هستند؛ زیان انباشته، تولید بسیار کم آن‌ها، عدم ارتباط با کشورهای خارجی یا مسائل مالی آن‌ها. یکی از دغدغه‌های خودروسازان، تامین حقوق‌های پایان ماه است. درمجموع باید شرایط اقتصادی درست شود.

رعایت استانداردها در دیگر کشورها و خودروسازان به چه شکل است؟
در تمام دنیا معمولا استانداردهای خودروسازان از استانداردهای ملی‌شان جلوتر است. یعنی همیشه چند پله فراتر از استانداردهای ملی عمل می‌کنند و این را به‌عنوان رویکردی رقابتی با سایر رقبا در دستور کار دارند. در ایران اما متاسفانه برعکس است و به‌دلیل مشکلاتی که وجود دارد، خودروسازان عقب هستند و هر زمان استانداردها و الزامات قانونی جدیدی اعلام می‌شود، مجبورند چانه‌زنی کرده و زمان خریداری کنند. به نظر من، انجمن خودروسازان باید با دلیل و استدلال برای دولت و اداره صمت و سایر سازمان‌ها توجیه‌شان کند که در این شرایط امکان رعایت تمام استانداردها وجود ندارد. متاسفانه در ایران همه با هم رودربایستی دارند و گفته نمی‌شود که باید مسائل سیاسی کشور با دنیا حل شود تا مشکلات خودروسازان هم برطرف شود. تاجران و مدیران بنگاه‌ها و خودروسازان باید فشار بیاورند. چراکه در این زمینه، تقریبا همه چیز به سیاست و دلار گره خورده است.

به نظر شما آیا لزومی دارد همگام با استانداردهای روز اروپا حرکت کنیم و این ظرفیت در صنعت خودرو ما وجود دارد؟ آیا شرکت‌های داخلی می‌توانند مانند بنز و ب‌ام‌و استانداردهای جدید را اجرایی کنند؟
ما می‌خواهیم هم با تمام دنیا قطع ارتباط کنیم، هم بتوانیم ب‌ام‌و تولید کنیم و با قیمت پراید بفروشیم و هم می‌خواهیم در مردم این توقع را ایجاد کنیم که ایمنی محصولات داخلی در سرعت ۱۵۰ کیلومتر باید با ایمنی ب‌ام‌و برابر باشد. یعنی می‌خواهیم به مردم بگوییم پژوپارس و کوییک که ایمنی ب‌ام‌و را ندارند، درعین‌حال باید همپای خودروهای خارجی استانداردهای روز را پاس کنند!

به نظر شما در این بخش وزارت صمت چه عکس‌العملی می‌تواند داشته باشد؟ اصولا در سیاست‌گزاری‌ها وزارت صمت چگونه عمل کرده است؟
یک سال است که وزیر صمت اعلام کرده قصد دارند ۳میلیون دستگاه خودرو تولید کنند و ۹۰۰هزار دستگاه هم صادر شود. این در حالی است که بسیاری از افراد فعال در این بخش ضعیف هستند. کسانی که مشورت صادرات ۹۰۰هزار دستگاهی را داده‌اند، یک بار هم محاسبه نکرده‌اند که این رقم خودرو چه میزان تولید روزانه را دربرمی‌گیرد و این خودروها برای رسیدن به مرزها و بنادر چه تعداد تریلی خودروبر لازم دارد و آیا این تعداد تریلی در ایران وجود دارد؟ آیا توانایی لجستیک در ایران برای جابه‌جایی این تعداد خودرو وجود دارد؟ آیا وزیر نمی‌داند باید برای صادرات این خودروها روابط بین‌المللی گسترده‌ای داشته باشیم تا این خودروها خریداری شوند؟ ضمن اینکه خودروهای ما مدل‌های قدیمی هستند. تمام این موارد به‌هم مرتبط هستند و نیازمند مطالعه و تجربه هستند. متاسفانه نه از تجربه افراد قبلی استفاده می‌کنیم و نه قوانین را می‌خوانیم. یک سال است که قرار بوده واردات خودرو آزاد شود. چند بار آزادسازی واردات به ماه‌های بعد موکول شده است؟ تصمیم‌گیری درستی در ارتباط با واردات خودرو که عنان آن هم دست دولت است، گرفته نمی‌شود. قرار است ۷۰هزار دستگاه خودرو وارد شود تا در کنار یک‌میلیون و ۲۰۰هزار دستگاه خودرو داخلی هم بازار را تنظیم و هم فضای رقابتی ایجاد کند. این در حالی است که اگر آسیب‌زا شد، می‌توان شرایط را تغییر داد و دوباره ابلاغ کرد؛ نه آن‌که چند ماه در هر مرحله این کار زمان ببرد و در نهایت چون کارشناسی نشده است، به همین شکل ادامه پیدا کند. به نظر می‌رسد در اوضاع آشفته فعلی نمی‌توان چیزی را پیش‌بینی کرد.

آیا در ارتباط بین سازمان استاندارد و خودروسازان لجاجتی دیده می‌شود؟ آیا درک متقابل از وضعیت خودروسازان و استانداردهای ۸۵گانه وجود ندارد؟
بسیاری از موارد در کشور به‌صورت غیرعقلایی تصمیم‌گیری می‌شود. در حوزه استانداردها نیز این‌گونه عمل می‌شود. اما تصور ما این است مدیر خودروسازی از مریخ آمده و می‌خواهد خرابکاری کند. همه ما در یک کشتی نشسته‌ایم و باید با هم کار کنیم، آن‌هم در شرایطی که درگیر جنگ اقتصادی با دنیا هستیم. این موارد ناشی از عدم آگاهی است. باید این افراد را بیشتر توجیه کنیم که کار سختی است.

در مواجهه خودروساز با سازمان استاندارد چه روندی باید طی شود؟ آیا وقتی خودروساز نمی‌تواند برخی استانداردها را اجرا کند، باید آن‌طور که شما اشاره کردید به دنبال خرید زمان باشد؟
از سمت سازمان استاندارد به خودروسازان فشار وارد می‌شود و آن‌ها هم برای رسیدن به اهداف سازمان، مهلت می‌گیرند. اما مهلت‌گرفتن بدون هدف فایده‌ای ندارد. مدیران خودروسازی باید برنامه‌ مدون و تدوین‌شده و کاملا مستدلی داشته باشند و استانداردهایی که امکان اجرای آن‌ها در شرایط سیاسی وجود ندارد را اعلام کرده و کنار بگذارند. در همین راستا، گفته می‌شود؛ خودروسازان به‌زودی و ارائه مستندات، به‌طور رسمی استانداردهایی که نمی‌توانند اجرا کنند را اعلام خواهند کرد. خودروسازان باید صراحتا استانداردهایی که توانمندی کافی برای اجرای آن‌ها را دارند، مشخص کنند و درعین‌حال استانداردهای غیرقابل پیاده‌سازی را نیز اعلام کنند. اگر توانمندی تشخیص توانایی‌ها در خودروسازی وجود داشته باشد، برنامه منسجمی برای استانداردهای ۸۵گانه تهیه کرده و مسئولان را با دلیل و استدلال توجیه خواهند کرد. شاید این کار سخت باشد ولی توجیه خواهند شد. خودروسازان ما تنها مهلت می‌گیرند و هیچ برنامه‌ای برای آن ندارند، درصورتی‌که باید برنامه را از قبل به سازمان استاندارد اعلام کنند. یعنی استانداردهایی را که توان اجرا ندارند، قبول نکنند و برای سایر استانداردها چارت زمانی اعلام کنند و براساس ان عمل کنند. زمانی که آن‌ها توانمندی‌هایی خود را تشخیص داده و براساس آن برنامه‌ریزی و اجرا انجام دهند، سازمان استاندارد هم خیالش راحت می‌شود که نمی‌خواهند از زیر کار فرار کنند.



منبع